• گرایش های بزرگ غیرشفاف

کتاب گرایش­های بزرگ غیرشفاف توسط  روهیت بارگاوا نگارش و توسط جلال جعفری، سیدجلیل مدنی در سال 1399 انتشارات آریا دانش ترجمه شده است .این کتاب درباره چیزی است که باعث می شود آنچه را هیچ کس دیگر نمی بیند، ببینید.

این مهارت، غالبا به عنوان خلاقیت، توصیف می­شود و ما در جهانی زندگی می­کنیم که آنرا مورد ستایش قرار می­دهند. اما یافتن راه­حل برای مشکلی پیچیده، یا کشف ایده تغییردهنده دنیا، بیش­تر از خلاقیت، یک حقیقت است که من آنرا به صورت شانسی تقریبا دو دهه پیش، یک روز هنگام نشستن کنار میز مردی که منتظر الهام کسی غیر از من نبود کشف کردم.

سال 2001 است و من کمتر از یکسال است که در تبلیغات، کار کرده­ام. آن مدت زمان برای درک سلسله مراتب، کافی است. افراد خلاقی وجود دارند که عناوین محشری مانند "نابغه لحظات لامپ روشن"(wizard of light bulb moments) دارند و برای  بقیه ما وجود دارد.

من خلاق نیستم.

ما در اتاق همایش، در طبقه فوقانی ساختمان اداری مشرف بر بندر دارلینگ در سیدنی، مجهز با میز بزرگی ساخته شده از چوب بلوط تاسمانیان (همانطور که مشتریانمان به ما می گفتند)نشسته ایم. آن یک مقدمه چینی عمدا ترسناک است.

از آنجایی که ما بازی حماسی تغییر ایده پویش خودمان را ارائه می کنیم من نمی توانم به احساس آسودگی کامل، کمک کنم که هیچ کس از من انتظار ندارد تا چیزی بگویم. در آغاز به نظر می رسد که ارائه، خوب پیش برود. متاسفانه همانطور که داستانمان به نتیجه می رسد مشتری ما پرسشی را مطرح می کند که ما انتظارش را نداریم:" شما به چه چیز دیگری رسیدید؟"

این  خوب نیست.

ما دوماه را صرف آماده سازی این جلسه کردیم و تیم خلاقمان کاملا متقاعد بود که برنده است آنها حتی یک ایده پشتیبان ارائه نکرده بودند.

پاسخ ما به این سئوال حقیقتا افتضاح بود. سکوت.

من کم کم فهمیدم که تنها شخصی که می توانست آن ایده های متروک را به یاد آورد عضو جدیدتر تیم بود کسی که در تمام جلسات، یادداشت برداری کرده بود: من. من با به کارگیری تمام جراتم، سکوت را شکستم و حرف زدم. آن لحظه ای بود که شغل مرا تغییر داد... هرچند شاید در مسیری نبود که ممکن است شما تصور کنید.

من ایده یک میلیون دلاری را از مغزم در نیاوردم. درواقع، حقیقت این است که من  بخاطر نمی آورم چه گفتم. اما به خاطر می آورم چه احساسی داشتم. آن اولین بار بود که طعم چیزی را می چشیدم که مفهومش، روی دیگر سکه بود و من به چنگ آورده بودم. من می خواستم تا آن احساس را مجددا داشته باشم.

متاسفانه هنوز خلاقیت، شغل من نبود. و شاید قضاوت درباره خلاقیت از نگاه مشتری شکست خورده ما، کلمه درستی برای توصیف آن چیزی که مشتری هایمان واقعا در هر حال می خواستند نبود.

در آن زمان من از لغات یک نویسنده، الهام گرفتم که یکبار کورت وانگوت رمان نویس از او پرسیده بود "اگر مردی باشی که همه چیز را می داند "چه احساسی داری.

چرا تندخوانی اهمیت ندارد

اسحاق آسیموو، شهرتش را با نوشتن تقریبا 500 کتاب در دوران پرحاصل حیاتش به دست آورده است. او بخاطر کار پیشگامانه اش در کتابهای علمی تخیلی، معروفترین فرد است اما همچنین او هرچیزی را از یک کتاب عکسدار راهنمای کودکان نسبت به دایناسورها تا یک کتاب راهنمای جامع دوجلدی نسبت به کتاب مقدس نوشت.

چگونه یک نفر می توانست علائق ومهارتهای بسیار متنوعی داشته باشد که بتواند میانگینی بیش از ده کتاب را هرسال بنویسد و منتشرکند؟ آسیموو، تفکر خلاقانه اش را نسبت به استعداد اسطوره ایش برای خواندن و یادگیری هرچیزی که از سن نوجوانی می توانست، باور کرد.

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

گرایش های بزرگ غیرشفاف

  • تولید کننده: انتشارات آریا دانش
  • کد محصول: 1129
  • چاپ: 1
  • شابک: 978-622-6866-97-2
  • صفحات: 205
  • جلد: شومیز
  • قطع: وزیری
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: 28 دی 1399
  • موجودی: در انبار
  • 550,000ريال


برچسب ها: گرایش های بزرگ غیرشفاف